کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : لرزش داشتن
تلفظ بین المللی :
/lˈarzeʃ dˈɑʃtan/
تلفظ :
[l'aRzeS d'AStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
لرزش
لرزش آتشفشانی
لرزش حلقۀ پیستون
لرزش رینگ پیستون
لرزش قصدبنیاد
لرزش دار
لرزش صدا
لرزش مایعات
لرزش و تحریر صدا در اواز
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
shake (فعل)تکان دادن، اشفتن، جنباندن، لرزیدن، بهم زدن، تکان خوردن، لرزش داشتن، متزلزل کردنtremble (فعل)ترساندن، لرزیدن، لرزاندن، مرتعش شدن، لرزش داشتن، مرتعش ساختنquake (فعل)لرزیدن، بهیجان امدن، لرزاندن، تکان خوردن، مرتعش شدن، لرزش داشتن...
واژه نامه بختیاریکا
دَل اَوُردِن
کلمات مرتبط
لرزش
لرزش آتشفشانی
لرزش حلقۀ پیستون
لرزش رینگ پیستون
لرزش قصدبنیاد
لرزش دار
لرزش صدا
لرزش مایعات
لرزش و تحریر صدا در اواز
نظرات