Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لب چره

تلفظ بین المللی : /lˈab tʃˈareː/ تلفظ :‌ [l'ab tS'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب
  • لب چرا
  • چاه لب گاه
  • لبیره
  • لبچرا
  • لبچه
  • لچره
  • لب
  • لب آماس
  • لب اشکن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

لب چره. [ ل َ چ َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) لب چرا. شب چره. نقلی که چون یاران با هم صحبت دارند در مجلس آرند که آن را میخورند و سخن میدارند :
به عیش یکدمه احمد مساز با شربت
ز نقل لب چره بردار توشه جاوید.
احمد اطعمه.

فرهنگ معین

( ~ . چَ رِ ) (اِمر. ) نخود و کشمش و انواع میوه های خشک که در مجالس بزم و وقت صحبت با یاران صرف کنند، شب چره ، تنقلات .

فرهنگ فارسی

غذایی سبک که معمولاً بین وعده‌های اصلی غذا خورده می‌شود

( اسم ) نخود و کشمش و انواع میوه های خشک که در مجالس بزم ووقت صحبت با یاران صرف کنند شب چره تنقلات : بعیش یکدمه احمد مساز با شربت ز نقل لب چره بردار توش. جاوید . ( احمد اطعمه لغ. )
لب چرا . نقلی که چون یاران با هم صحبت دارند در مجلس آرند که آنرا می خورند و سخن می دارند .

فرهنگستان زبان و ادب

{snack} [تغذیه] غذایی سبک که معمولاً بین وعده های اصلی غذا خورده می شود

کلمات مرتبط

  • لب چرا
  • چاه لب گاه
  • لبیره
  • لبچرا
  • لبچه
  • لچره
  • لب
  • لب آماس
  • لب اشکن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات