Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لب سپید کردن

تلفظ بین المللی : /lˈab sˈepid kˈardan/ تلفظ :‌ [l'ab s'epid k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تامارین لب سفید
  • گراز بدبوی لب سفید
  • گوزن لب سفید
  • لب سفید سفلی
  • لب سفید علیا
  • میدان نفتی لب سفید
  • لاسپید
  • لب
  • لب آماس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لب سپید کردن. [ ل َ س َ /س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دندان سپید کردن. کنایه از تبسم کردن باشد یعنی نیم خند شدن. ( برهان ) :
زان تا لبی سپید کند هر سیه زبان
دردا که چون زبان قلم گشت دفترم.
سید حسن غزنوی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تبسم کردن : زان تالبی سپید کند هر سیه زبان دردا که چون زبان قلم گشت دفترم . ( حسن غزنوی لغ. )

کلمات مرتبط

  • تامارین لب سفید
  • گراز بدبوی لب سفید
  • گوزن لب سفید
  • لب سفید سفلی
  • لب سفید علیا
  • میدان نفتی لب سفید
  • لاسپید
  • لب
  • لب آماس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات