معنی کلمه : لاؤون
لغت نامه دهخدا
لاؤون . [ ئو ] (ع ضمیر) (الَ ...) ج ِ الذی . آن مردان . (منتهی الارب ). اللاَّؤو.
لاؤون. [ ئو ] ( ع ضمیر ) ( الَ... ) ج ِ الذی. آن مردان. ( منتهی الارب ). اللاَّؤو.
لاوون. ( اِخ ) پادشاه ارمینیه. وی به سال 1383م. از حکمرانی رانده گشت و به اسپانیا پناه برد و به ولایت مجریط گماشه شد. ( الحلل السندسیة ج 1 ص 346 ).
لاوون. ( اِخ ) پادشاه ارمینیه. وی به سال 1383م. از حکمرانی رانده گشت و به اسپانیا پناه برد و به ولایت مجریط گماشه شد. ( الحلل السندسیة ج 1 ص 346 ).
