Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قیچی کردن

تلفظ بین المللی : /q1ˈejtʃi kˈardan/ تلفظ :‌ [q1'ejtSi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • از دم قیچی رد کردن
  • قیچ کاردن
  • قیچی
  • قیچی باغبانی
  • قیچی در
  • قیچی زدن
  • قیچی هَرَس
  • قیچی اهن بری
  • قیچی شده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

قیچی کردن. [ ق َ / ق ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) قیچی زدن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) قیچی زدن .

مترادف و متضاد

share (فعل)بخش کردن، سهم بردن، تسهیم کردن، قیچی کردنshear (فعل)بریدن، شکاف دادن، قیچی کردن، چیدن پشم گوسفند و غیرهsnip (فعل)کش رفتن، زدن، چیدن، قیچی کردن، پشم چیدن، به سرعت قاپیدن...

کلمات مرتبط

  • از دم قیچی رد کردن
  • قیچ کاردن
  • قیچی
  • قیچی باغبانی
  • قیچی در
  • قیچی زدن
  • قیچی هَرَس
  • قیچی اهن بری
  • قیچی شده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات