Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قیافه

تلفظ بین المللی : /q1iˈɑfeː/ تلفظ :‌ [q1i'Afe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • قیافه شناس
  • قیافه شناسی
  • قیافه گرفتن
  • قیافه خشک و بی روح
  • قیافه خشک و بی روح داشتن
  • قیافه ظاهری بخود دادن
  • قیافه گرفته و خشک
  • قیافه گیر
  • قیافه گیری برای عکسبرداری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

قیافه. [ ف َ ] ( ع اِمص ) قیافة. تتبعاثر. ( اقرب الموارد ). پی جویی. رجوع به قیافه شناسی شود. || ( اِ ) مجموعه اندام و هیکل شخص. || چهره. سیما. صورت. ( فرهنگ فارسی معین ).- بدقیافه ؛ بدگل. بدصورت. زشت.- خوش قیافه ؛ خوشگل. خوش صورت. قشنگ. خوش هیأت. خوش هیکل.|| حالت چهره که تحت تأثیر عوامل خارجی و انفعالات روحی و وضع مزاجی است : از قیافه اش پیدا بود آدم بدی است ، اما مؤدب حرف میزد. ( فرهنگ فارسی ...

فرهنگ عمید

صورت، هیکل، و اندام شخص.

فرهنگ معین

(فِ ) [ ع . قیافة ] ۱ - (اِمص . ) اثرشناسی . ۲ - (اِ. ) شکل ، صورت . ۳ - اندام شخص .

فرهنگ فارسی

پی شناسی، اثرشناسی، به معنی صورت وهیکل واندام شخص
۱ - ( اسم ) تتبع اثر پی جویی ۲ - ( اسم ) مجموعه اندام و هیکل شخص ۳ - چهره سیما صورت ۴ - حالت چهره که تحت تاثیر عوامل خارجی و انفعالات روحی و وضعی و مزاجی است : از قیافه اش پیدا بود که آدم بدی است اما مودب حرف میزد .

دانشنامه عمومی

صورت.چهره

قیافه (فیلم ۲۰۱۸). قیافه (انگلیسی: Mug) یک فیلم به کارگردانی ماوگوژاتا شوموفسکا است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.۲۳ فوریه ۲۰۱۸ (۲۰۱۸-02-۲۳) (شصت و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم برلین)۶ آوریل ۲۰۱۸ (۲۰۱۸-04-۰۶) (Poland)wiki: قیافه (فیلم ۲۰۱۸)...

مترادف و متضاد

چهره، رخ، رخسار، رو، سیما، صورت، لقا، وجنه، هیئت

۱. چهره، رخ، رخسار، رو، سیما، صورت، لقا، وجنه، هیئت،
۲. ژست

countenance (اسم)سیما، منظر، رخ، لقاء، قیافهface (اسم)نما، منظر، سطح، صورت، رخ، لقاء، قیافه، چهره، رو، وجه، قبال، رخسارgesture (اسم)حرکت، رفتار، اشاره، وضع، قیافه، ادا، ژستsight (اسم)بینایی، نظر، هدف، منظر، دیدگاه، جلوه، قیافه، چشم، دید، بینش، منظره، تماشا، باصره، قدرت دید...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پی شناسی، استناد به علامات و امارات ظاهری در الحاق بعض مردم به بعض دیگر و اثبات نسب را قیافه گویند.در مکاسب آورد:قائف به معنی کسی است که آثار را می شناسد و شباهتی را که بین پدر و پسر و بین دو برادر وجود دارد در می یابد.و مراد از قیافه الحاق بعض مردم به بعض دیگر و شناختن نسب است.حکم قیافهقیافه در صورتی که به مقتضای آن عمل گردد و حرامی بر آن مترتب شود حرام است اجماعاً. اما مجرد اعتقاد علم...

فرهنگ فارسی ساره

چهره، ریخت، رخسار

واژه نامه بختیاریکا

بلشت؛ مِلِشت

کلمات مرتبط

  • قیافه شناس
  • قیافه شناسی
  • قیافه گرفتن
  • قیافه خشک و بی روح
  • قیافه خشک و بی روح داشتن
  • قیافه ظاهری بخود دادن
  • قیافه گرفته و خشک
  • قیافه گیر
  • قیافه گیری برای عکسبرداری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات