Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قوقه

تلفظ بین المللی : /q1ˈuːq1eː/ تلفظ :‌ [q1'u:q1e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • القرارم قوقه
  • ناحیه القرارم قوقه
  • ابوالاسد قوقهی
  • ذو قوه
  • شبه ژیان مرغ قهقهه زن
  • قرض و قوله
  • قرقه
  • قهقه
  • قهقهه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قوقة. [ قو ق َ ] (ع اِ) جای موی از سر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). الصَلَعه . || (ص ) اصلع. چنانکه گویند: لها ولد قوقة احدب . (اقرب الموارد).

قوقه . [ قو ق َ / ق ِ ] (اِ) به فتح قاف دوم به معنی قوقو است که تکمه ٔ کلاه و پیراهن و امثال آن باشد. (برهان ) (آنندراج ) : چتر زرین چرخ یعنی مهرافسر و قوقه ٔ کلاه تو باد. ؟ (از آنندراج ).رجوع به قوقو شود....

فرهنگ عمید

جای بی‌مو از سر انسان.

تکمۀ کلاه، پیراهن، و مانند آن: ◻︎ بر جیب و کله نهند پس تر / آن قوقهٴ لعل و گویَکِ زر (خاقانی۱: ۲۴۵).

تکمۀ کلاه، پیراهن، و مانند آن: بر جیب و کله نهند پس تر / آن قوقهٴ لعل و گویَکِ زر (خاقانی۱: ۲۴۵ ).
جای بی مو از سر انسان.

فرهنگ معین

(قِ ) (اِ. ) نک قوقو.

فرهنگ فارسی

جای موی از سر یا اصلع

کلمات مرتبط

  • القرارم قوقه
  • ناحیه القرارم قوقه
  • ابوالاسد قوقهی
  • ذو قوه
  • شبه ژیان مرغ قهقهه زن
  • قرض و قوله
  • قرقه
  • قهقه
  • قهقهه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات