Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قوز

تلفظ بین المللی : /q1ˈuːz/ تلفظ :‌ [q1'u:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • قوز بازی
  • قوز کردن
  • قوز کرده
  • قوز یا خمیدگی اندک
  • قوز بالا قوز
  • قوز درآوردن
  • قوز دراوردن
  • قوز قرنیه
  • طور قوز اباد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

قوز. [ ] (ترکی ، اِ) جوز. (فهرست مخزن الادویه ) گردو.

قوز. [ ق َ ] (ع اِ) ریگ توده ٔ گرد. || ریگ توده ٔ بلند. ج ، اقواز، قیزان . اقاویز، اقاوز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

قوز. (ص ، اِ) کوز و کج و خم و خمیده . (ناظم الاطباء). محرف غوز بمعنی کوزپشت . (فرهنگ نظام ).- سر قوز افتادن ؛ سر لج افتادن و ...

فرهنگ عمید

۱. برآمدگی در چیزی.
۲. (پزشکی) برآمدگی که در پشت یا سینۀ برخی از مردم به‌سبب کجی و ناهمواری استخوان پیدا می‌شود.
⟨ قوز بالای قوز: [عامیانه، مجاز] مصیبتی بالای مصیبت قبلی.
⟨ سر قوز افتادن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] بر سر لج افتادن؛ از در لجاج و ستیز درآمدن.

۱. برآمدگی در چیزی.۲. (پزشکی ) برآمدگی که در پشت یا سینۀ برخی از مردم به سبب کجی و ناهمواری استخوان پیدا می شو...

فرهنگ معین

(اِ. ) = غوز: برآمدگی ، برآمدگی غیرطبیعی پشت انسان . ، روی ~ افتادن از روی لجاجت یا مبارزه طلبی دست به کاری زدن . ، ~ بالا قوز کنایه از: دردسری علاوه بر دردسرهای قبلی ، مصیبت پشت مصیبت .

دانشنامه آزاد فارسی

خمیدگی غیرطبیعی ستون مهره ها، بر اثر ناهنجاری های تکاملی، رشد نامتعادل مهره ها در کودکی یا برخی بیماری های مهره ها. خمیدگی غیرطبیعی به صورت برجستگی در ناحیۀ پشت دیده می شود و کیفوز نامیده می شود. انحنای ستون مهره ها به طرفین اسکولیوز نامیده می شود. هرگاه انحراف غیرطبیعی به طرف عقب و پهلو باشد، ناهنجاری کیفواسکولیوز است. صورت شدید این ناهنجاری ها باعث اختلال باز شدن شش ها هنگام دم می شود که در دراز...

فرهنگ فارسی

( اسم ) بر آمدگی و خمیدگی غیر طبیعی و خارج از حد ستون فقرات در ناحیه مهره های پشتی : قوز سالوسیش به پشت چویوز معنی صدق قوز بالا قوز . ( دهخدا . مجموعه اشعار ۲ ) ۵ - ( صفت ) کسی که گوژپشت است کسی که قوز دارد . یا قوز بالا قوز . دردی که بر درد قبلی اضافه شود بدبختی روی بدبختی ۳ - بر آمدگی غیر طبیعی استخوان .
جوز

گویش مازنی

گوژ – خمیده – گوژ پشت

/ghooz/ گوژ – خمیده – گوژ پشت &

گویش اصفهانی

تکیه ای: quz
طاری: qöz
طامه ای: quz
طرقی: qüz
کشه ای: quz
نطنزی: quz

مترادف و متضاد

خمیدگی، کوهان، گوژ

hunch (اسم)قلنبه، ظن، قوز، کوهان، گوژ، فشار با ارنج، احساس وقوع امری در ایندهhump (اسم)قوز، پیاده روی، کوهان، گوژ، برامدگی گردgibbosity (اسم)بر امدگی، قوز، پیش امدگی...

فرهنگ فارسی ساره

گوژ

واژه نامه بختیاریکا

( قَوز ) حس شادمانه؛ ذوق؛ شادی
قهر؛ لجاجت
کُک

کلمات مرتبط

  • قوز بازی
  • قوز کردن
  • قوز کرده
  • قوز یا خمیدگی اندک
  • قوز بالا قوز
  • قوز درآوردن
  • قوز دراوردن
  • قوز قرنیه
  • طور قوز اباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات