Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قوز کرده

تلفظ بین المللی : /q1ˈuːz kˈardeː/ تلفظ :‌ [q1'u:z k'aRde:]
مترادف و متضاد
  • بالا پریدن و قوز کردن
  • قوز کردن
  • قوت کردن
  • بی قوت کردن
  • بی نیرو و قوت کردن
  • بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
  • شایسته نقل قول کردن
  • قوی کردن
  • نقل قول کردن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

fubsy (صفت)
گوشتالو، چاق و چله، کوتاه و کلفت، قوز کرده

کلمات مرتبط

  • بالا پریدن و قوز کردن
  • قوز کردن
  • قوت کردن
  • بی قوت کردن
  • بی نیرو و قوت کردن
  • بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
  • شایسته نقل قول کردن
  • قوی کردن
  • نقل قول کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات