قوروق . (ترکی ، ص ) خشک . || (اِ) غوره که آن را به عربی حصرم خوانند. (سنگلاخ ). || منع و حراست و به این معنی بدون اشباع مستعمل است . (سنگلاخ ص 286). رجوع به قورُق و قرق شود.
قوروق . [ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ولدیان بخش حومه ٔشهرستان خوی ، سکنه ٔ آن 544 تن . آب آن از رود قطور. محصول آن غلات و حبوب . شغل اهالی...
فرهنگ فارسی
( صفا اسم ) ۱ - منع کرده شده ممنوع ۲ - جایی که ورود اشخاص غیر مجاز در آن قدغن باشد . یا قورق شدن . منع شدن ممنوع بودن : قورق شد گفتگوی می بدان نحو که ساقی نامه شد از نسخه ها محو . دهی از دهستان ولدیان بخش حومه شهرستان خوی .
دانشنامه عمومی
مختصات: ۳۵°۱′۳۸″ شمالی ۴۷°۳′۴۳″ شرقی / ۳۵٫۰۲۷۲۲°شمالی ۴۷٫۰۶۱۹۴°شرقی / 35.02722; 47.06194قوروق، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.این روستا در دهستان رهال قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۴۸۷نفر (۳۹۶ خانوار) بوده است.wiki: قوروق...