Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قندره

تلفظ بین المللی : /q1andˈareː/ تلفظ :‌ [q1and'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قادره
  • قبولی قندری
  • قدره
  • قناره
  • قنبره
  • قندر
  • قندران
  • قندرقالو
  • قندرون
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قندره. [ ق ُ دِ رَ ] ( اِ ) ارسی. کفش که ساق آن کوتاه تر از نیم چکمه است. ظاهراً ترکی است.
- قندره دوز ؛ کفاش.
- قندره دوزی ؛ شغل قندره دوز.
- || دکان قندره دوز.

فرهنگ فارسی

ارسی کفش که ساقه آن کوتاه تر از نیم چکمه است . کفاش .

کلمات مرتبط

  • قادره
  • قبولی قندری
  • قدره
  • قناره
  • قنبره
  • قندر
  • قندران
  • قندرقالو
  • قندرون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات