Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قلب شناس

تلفظ بین المللی : /q1ˈalb ʃenˈɑs/ تلفظ :‌ [q1'alb Sen'As]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • قلب شناسی
  • دانش قلب شناسی
  • اسیب شناسی ختم قلب
  • شناسایی شده از قبل
  • قلب
  • قلب الاسد
  • قلب العقرب
  • قلب اندود
  • قلب زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قلب شناس. [ ق َ ش ِ ] ( نف مرکب ) آنکس که سیم و زر قلب را شناسد. ممیز زری که در میانه آن مس یا روی بود. ( آنندراج ). || که حق را از باطل تمیز دهد. که ریاکار را بشناسد.

فرهنگ عمید

۱. آن که زر و سیم ناسره را بشناسد.
۲. آن که باطل را از حق تمیز دهد.
۳. کسی که مردم ریاکار را تشخیص دهد: گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ / یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود (حافظ: ۲۲۶ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که قلب و اندود را تشخیص دهد ممیز زره سره از ناسره ۲ - کسی که اعمال متقلبان را کشف کند .

کلمات مرتبط

  • قلب شناسی
  • دانش قلب شناسی
  • اسیب شناسی ختم قلب
  • شناسایی شده از قبل
  • قلب
  • قلب الاسد
  • قلب العقرب
  • قلب اندود
  • قلب زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات