Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قلاچو

تلفظ بین المللی : /q1alˈɑtʃuː/ تلفظ :‌ [q1al'AtSu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • قلاچوری
  • قاچولی
  • قراچور
  • قلاوز
  • قلاووز
  • قلاچ
  • با حدیده و قلاویز رزوه کردن
  • بشکل حدیده یا قلاویز دراوردن
  • حدیده و قلاویز کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

قلاچو. [ ق َ ] ( ترکی ، اِ ) آبخوره چرمین که درویشان در آن خورند. ( آنندراج ). کاسه چرمین دراویش. ( ناظم الاطباء ). || نهری که ستوران در موسم سرما از آن آب خورند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قرابه ای که گرد ساخته شده باشد. کُپ. کپ شراب. ظرف بزرگ شراب که از شیشه آبگینه به شکل گوی ساخته باشند. در خلّر و دهات حوالی خلّر این شیشه را کلاچه نامند ) : دیگری میگوید آرزوی من استطلاق راتبی باشد مرتب روزبه...

فرهنگ عمید

ظرف یا ساغری که از چرم می ساختند و در آن آب یا شراب می نوشیدند، کاسۀ چرمی.

فرهنگ معین

(قَ ) [ تر. ] (اِ. ) = قلاجو: ۱ - جام و ظرفی که از چرم می ساختند و در آن آب و شراب می نوشیدند از نوع آبخوری های چرم بلغاری . ۲ - نهری که در آن ستوران در موسم سرما آب خورند.

کلمات مرتبط

  • قلاچوری
  • قاچولی
  • قراچور
  • قلاوز
  • قلاووز
  • قلاچ
  • با حدیده و قلاویز رزوه کردن
  • بشکل حدیده یا قلاویز دراوردن
  • حدیده و قلاویز کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات