Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قلاووز

تلفظ بین المللی : /q1alˈɑvuːz/ تلفظ :‌ [q1al'Avu:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • قلاوز
  • با حدیده و قلاویز رزوه کردن
  • بشکل حدیده یا قلاویز دراوردن
  • حدیده و قلاویز کردن
  • قلاوون
  • قلاویز
  • علی قلاوونی
  • تپه قلاسوزی
  • قلاویز و حدیده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قلاووز. [ ق َ ] ( ترکی ، اِ ) سوارانی را گویند که به جهت محافظت لشکر در بیرون لشکر میباشند. و به تخفیف واو هم آمده که بر وزن تجاوز باشد. و با رای بی نقطه هم گفته اند، و گویند ترکی است. ( برهان ). = قلاوز = قلوز= قلووز = قلابوز ( ترکی به کسر قاف ). مقدمه لشکر و راهبر. ( کاشغری ج 1 ص 403 و 404 ) ( رشیدی ) : هرکه در ره بی قلاووزی رودهر دوروزه راه صدساله شود.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 146 از معین در حاشیه...

فرهنگ عمید

۱. پیشرو لشکر.
۲. رهبر، راهنما، دلیل راه: اندرآمد چون قلاووزی به پیش / تا برد او را به سوی دام خویش (مولوی: ۸۳ ).

فرهنگ فارسی

قلاوز: ماخوذازترکی، پیشرولشکر، رهبر، راهنما
قلاوز : و لیکن باید که قلاوورزان معتمد و راهدان باشند .

کلمات مرتبط

  • قلاوز
  • با حدیده و قلاویز رزوه کردن
  • بشکل حدیده یا قلاویز دراوردن
  • حدیده و قلاویز کردن
  • قلاوون
  • قلاویز
  • علی قلاوونی
  • تپه قلاسوزی
  • قلاویز و حدیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات