معنی کلمه : قطوانی
لغت نامه دهخدا
قطوانی . [ ق َ طَ ] (اِخ ) خالدبن مخلد، مکنی به ابوالهیثم . رجوع به ابوالهیثم (خالد...) و خالد... شود.
قطوانی . [ ق َ طَ ] (اِخ ) اسماعیل بن خالد کوفی . از محدثان است . وی منسوب به قطوان کوفه است . (معجم البلدان ).

قطوانی . [ ق َ طَ ] (اِخ ) خالدبن مخلد، مکنی به ابوالهیثم . رجوع به ابوالهیثم (خالد...) و خالد... شود.
قطوانی . [ ق َ طَ ] (اِخ ) اسماعیل بن خالد کوفی . از محدثان است . وی منسوب به قطوان کوفه است . (معجم البلدان ).