معانی کلمه : قطوان
لغت نامه دهخدا
قطوان . [ ق َ طَ ] (اِخ ) دهی است از دههای سمرقند در پنج فرسنگی آن ، جماعتی بدان منسوبند. (معجم البلدان ).
قطوان . [ ق َطْ / ق َ طَ ] (ع ص ) گام نزدیک گذارنده در رفتار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
دشت و قریه بزرگی بود در پنج فرسنگی سمرقند . دارای مسجد جامع . جنگ سلطان سنجر سلجوقی باغزان بدانجا رخ داد .
