قَصْر#NAME?
۱. از کاری بازایستادن.
۲. واگذاشتن کاری از روی عجز و درماندگی.
۳. کوتاهی کردن.
(قُ) [ ع . ] (اِ.) جِ. قصر؛ کاخ ها.
( ~ . ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - کوتاهی کردن . 2 - از کاری باز ایستادن .
کوتاه
کوتاه
اهمال، بدخدمتی، تخلف، تقصیر، خبط، خطا، سستی، کوتاهی، ناخدمتی
کوتاه