Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قریب بحر

تلفظ بین المللی : /q1ˈarib bˈahr/ تلفظ :‌ [q1'aRib b'ahR]
دانشنامه آزاد فارسی
  • قریب
  • قریب العهد
  • قریب الفهم
  • قریب الوقوع
  • قریب محله
  • قریب بصحت
  • قریب بدرالزمان
  • قریب شاپور
  • قریب عبدالعظیم
دانشنامه آزاد فارسی

دانشنامه آزاد فارسی

قریب، بحر(در لغت به معنی نزدیک) در اصطلاح عروض، از بحرهای عروضی. اصل آن «مفاعیلن مفاعیلن فاعلاتن» است. زحاف های این بحرند: قبض، قَصْر، کَفّ، حَذْف، خَرْم، خَرْب، سَلْخ. رایج ترین وزن های این بحر عبارت اند از مفعولُ مفاعیلُ فاعلاتن: ای پیر نگه کن که چرخ برنا/پیمود بسی روزگار بر ما (ناصرخسرو)؛ مفاعیلُ مفاعیلُ فاعلات: بسا حسنِ بلندا که می گشاد/بسا کُرّۀ نوزین که بشکنید (رودکی)؛ مفعولُ مفاعیلُ فاعلان:...

کلمات مرتبط

  • قریب
  • قریب العهد
  • قریب الفهم
  • قریب الوقوع
  • قریب محله
  • قریب بصحت
  • قریب بدرالزمان
  • قریب شاپور
  • قریب عبدالعظیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات