معانی کلمه : قرمطی
لغت نامه دهخدا
قرمطی. [ ق ِ م ِ / ق َ م َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قرمط. رجوع به قرمط و قرمطیان شود.
فرهنگ عمید
قرامطه#NAME?
= قرامطه
فرهنگ معین
(قَ مَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) ۱ - یک تن از قرمطیان ، پیرو فرقة قرامطه . ۲ - مخالف مذهب و دین .
فرهنگ فارسی
(صفت ) ۱ - یک تن از قرمطیان پیرو فرقه قرامطه جمع : قرامطه ۲ - مخالف مذهب و دین .
