Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قاسم قرمطی

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑsem q1armˈati/ تلفظ :‌ [q1'Asem q1aRm'ati]
لغت نامه دهخدا
  • قاسم
  • قاسم اباد
  • قاسم اعرج
  • قاسم اف
  • قاسم افندی
  • قاسم الارزاق
  • قاسم امام
  • قاسم امین
  • قاسم اکبرابادی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قاسم قرمطی. [ س ِ ق ِ م ِ ] ( اِخ ) ابن احمدبن علی ، مکنی به ابومحمد و مشهور به قرمطی. یکی از رهبران و مبلغان قرامطه است. زرکلی گوید: کارهای رئیس بزرگ قرمطیان «زکرویه بن مهرویه » بدو محول بود. زکرویه او را به سال 293 هَ. ق. به شهرهای عراق اعزام داشت. در آنجا برای وی قبه ای بپا داشتند که درفشی سپید بر آن نصب بود و این شعار قرمطیان است. از یاران او در حدود یکصد اسب سوار از دروازه کنده به کوفه وارد ش...

کلمات مرتبط

  • قاسم
  • قاسم اباد
  • قاسم اعرج
  • قاسم اف
  • قاسم افندی
  • قاسم الارزاق
  • قاسم امام
  • قاسم امین
  • قاسم اکبرابادی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات