قرقصة. [ ق َ ق َ ص َ ] (ع مص ) خواندن سگ بچه . گویند: قرقص بالجِرْو؛ خواند سگ بچه را.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قرقسة شود.
( قرقصة ) قرقصة. [ ق َ ق َ ص َ ] ( ع مص ) خواندن سگ بچه. گویند: قرقص بالجِرْو؛ خواند سگ بچه را.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قرقسة شود.