Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قرصه

تلفظ بین المللی : /q1ˈorseː/ تلفظ :‌ [q1'oRse:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • قرصه ٔ زر
  • قرصه بند
  • زیر شالش قرصه
  • ابن قرصه
  • ابن قرصه احمد بن موسی
  • ذوی القربه
  • روش قرصی
  • اوراق قرضه
  • ای قصه قصه قصه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( قرصة ) قرصة. [ ق ُ ص َ ] ( ع اِ ) یک قرص. کلیچه. || گرده آفتاب. ( منتهی الارب ). و رجوع به قرص شود : گرچه محور سپرَد قرصه خورقرص خور بین که به محور سپرند.خاقانی.حربا منم تو قرصه شمسی روا بودگر قرص شمس نور به حربا برافکند.خاقانی.قرصه خورشید که صابون توست شوخ کن جامه پرخون توست.نظامی....

فرهنگ عمید

۱. گرده، گرد.
۲. گردۀ نان.

فرهنگ فارسی

گرده، کلیچه، گرده نان
( اسم ) ۱ - قرص گرده : قرصه ای نان ۲ - قرص جرم ( خورشید و ماه و غیره ) : ز آتش لاله شمال سوخت سحر گه بخور قرصه خورشید را لخلخه کرد از بخار ( عمادی . گنج شخن ۳۱۱ : ۱ ) یا قرصه زر . آفتاب .

کلمات مرتبط

  • قرصه ٔ زر
  • قرصه بند
  • زیر شالش قرصه
  • ابن قرصه
  • ابن قرصه احمد بن موسی
  • ذوی القربه
  • روش قرصی
  • اوراق قرضه
  • ای قصه قصه قصه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات