کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قرارنامه | کلماتور
معانی کلمه : قرارنامه
تلفظ بین المللی :
/q1arˈɑrnɑmˌeː/
تلفظ :
[q1aR'ARnAm,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قراردادهای دسترسی
قرارگاه
قرارگاه نطفه
اقرارنامه
قارنامون
قرارداده
اصل لزوم قراردادها
القراراه
امتیازات و قراردادها در دوره قاجار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قرارنامه. [ ق َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) عهدنامه. || شرطنامه. || نامه ای که در قرار و مدار چیزی نویسند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. (سیاسی ) عهدنامه.
۲. (حقوق ) قرارداد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - عهد نامه ۲ - شرط نامه .
مترادف و متضاد
پروتکل، عهدنامه، مقاولهنامه
کلمات مرتبط
قراردادهای دسترسی
قرارگاه
قرارگاه نطفه
اقرارنامه
قارنامون
قرارداده
اصل لزوم قراردادها
القراراه
امتیازات و قراردادها در دوره قاجار
نظرات