معانی کلمه : قدک
لغت نامه دهخدا
قدک. [ ق َ دَ ] ( اِ ) جامه رنگین ورای ابریشمین :
به زیر چرخ ز سرکوب قد دشمن تو
بود به رنگ قدک در دکانچه دقاق.
به زیر چرخ ز سرکوب قد دشمن تو
بود به رنگ قدک در دکانچه دقاق.
فرهنگ عمید
۱. جامۀ کرباسی رنگ کرده.
۲. کرباس آبی یا نیلی رنگ.
۲. کرباس آبی یا نیلی رنگ.
فرهنگ معین
(قَ دَ ) (اِ. ) جامة کرباسی که آن را با نیل رنگ کرده باشند.
فرهنگ فارسی
جامه کرباسی رنگ شده، کرباسی که آبی یانیلی رنگ شده
( اسم ) جامه کرباس رنگین پارچه غیر ابریشمی ملون .
( اسم ) جامه کرباس رنگین پارچه غیر ابریشمی ملون .
گویش مازنی
قدک کت بلند بدون یقه
/ghadek/ قدک کت بلند بدون یقه
گویش بختیاری
کرباس، نوعى پارچه نخى.
