معانی کلمه : روح القدس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. روح قدسی، جان پاک، روان پاک.
۲. = جبرئیل
۳. در آیین مسیحیت، روحی که بر مریم تجلی کرد و بر او دمید و عیسی متولد شد، شیداسپهبد، روان بخش، اقنوم سوم.
۲. = جبرئیل
۳. در آیین مسیحیت، روحی که بر مریم تجلی کرد و بر او دمید و عیسی متولد شد، شیداسپهبد، روان بخش، اقنوم سوم.
فرهنگ معین
( ~. قُ دُ ) [ ع . ] (اِمر. ) ۱ - روان پاک ، جبرئیل . ۲ - اُقنوم سوم نزد مسیحیان .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فرقه مذهبی فرانسوی که توسط هانری سوم در ۱۵۷۸ م. تاسیس شد و در ۱۷۹۱ م. از بین رفت و مجددا از ۱۸۱۵ تا ۱۸۳٠ برقرار بود.
( اسم ) ۱ - و ۲ - روح القدس ۳ - ( فعل ) جوهر عقلی ۴ - ( فعل ) عقل بالمستفاد .
جبرئیل و بسکون دال و تحریک آن هر دو مستعمل است .
( اسم ) ۱ - و ۲ - روح القدس ۳ - ( فعل ) جوهر عقلی ۴ - ( فعل ) عقل بالمستفاد .
جبرئیل و بسکون دال و تحریک آن هر دو مستعمل است .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
paraclete (اسم)
میانجی، شفیع، روح القدس، فارقلیط
holy ghost (اسم)
روح القدس
holy spirit (اسم)
روح القدس
