معانی کلمه : قدومه
لغت نامه دهخدا
قدومه. [ ق ُ م َ ] ( اِ ) گیاهی است از تیره چلیپائیان که لعاب بسیار دارد و دانه های Erysimum است و آن را قدومه شیرازی یا تودری میگویند، ولی دانه های Tkmtor_omniaspis نیز بنام قدومه کوهی به همان مصارف میرسد. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 209 ).
فرهنگ عمید
تودری#NAME?
=تودری
فرهنگ معین
(قُ دُّ مَُ یا مِّ ) (اِ. ) گیاهی است از تیرة صلیبیان که علفی است و دارای گل های کوچک و زرد رنگ می باشد و معمولاً در کنار جاده ها روییده می شود. در این گیاه اسانس گوگردداری وجود دارد. دانه های آن به عنوان ضد اسکوربوت و مدر و خلط آور به صورت شربت یا دم کرده
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
میوه ی درخت بلوط
/ghodoome/ میوه ی درخت بلوط
گویش اصفهانی
تکیه ای: qoduma
طاری: qodüma
طامه ای: qoduma
طرقی: qoddöma
کشه ای: qoduma
نطنزی: qodduma
مترادف و متضاد
alyssum (اسم)
قدومه، الیسون
واژه نامه بختیاریکا
( قدومه * ) گیاهی با دانه های دارویی
