کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قدم فراتر نهادن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈadam farˈɑtar nˈahˈɑdan/
تلفظ :
[q1'adam faR'AtaR n'ah'Adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قدم فراتر نهادن از
قدم
قدم افشردن
قدم برگرفتن
قدم بریدن
قدم بوس
قدم جای
قدم جفت کردن
قدم خاک
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
exceed
(فعل)
تجاوز کردن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، متجاوز بودن، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطی کردن از
کلمات مرتبط
قدم فراتر نهادن از
قدم
قدم افشردن
قدم برگرفتن
قدم بریدن
قدم بوس
قدم جای
قدم جفت کردن
قدم خاک
نظرات