معانی کلمه : قبله ٔ دهقان
لغت نامه دهخدا
قبله دهقان. [ ق ِ ل َ / ل ِ ی ِ دِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از آتش است. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به مزدیسنا ص 184 شود. ( نقل از دکتر معین در حاشیه برهان ) :
یک قافله را روی سوی قبله تازی
یک طائفه را روی سوی قبله دهقان.
یک قافله را روی سوی قبله تازی
یک طائفه را روی سوی قبله دهقان.
فرهنگ فارسی
کنایه از آتش است
