کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قابل زیستن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑbel zˈistan/
تلفظ :
[q1'Abel z'istan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قابل
قابِل
قابل اتساع
قابل احتراق
قابل ارتجاع
قابل استیناف
قابل اطمینان
قابل اعتراض
قابل اعتماد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
livable
(صفت)
قابل معاشرت، قابل زندگی، قابل زیستن
liveable
(صفت)
قابل معاشرت، قابل زندگی، قابل زیستن
کلمات مرتبط
قابل
قابِل
قابل اتساع
قابل احتراق
قابل ارتجاع
قابل استیناف
قابل اطمینان
قابل اعتراض
قابل اعتماد
نظرات