کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : قابل استیناف
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑbel estˈinɑf/
تلفظ :
[q1'Abel est'inAf]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
غیر قابل استیناف
استثنا قایل شدن
استثناء قائل شدن نسبت بکسی
قابل
قابِل
قابل اتساع
قابل احتراق
قابل ارتجاع
قابل اطمینان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قابل استیناف. [ ب ِ ل ِ اِ ] ( ص مرکب ) استیناف پذیر. پژوهش پذیر. || ( اصطلاح حقوق ). رجوع به قابل پژوهش شود.
فرهنگ فارسی
استیناف پذیر پژوهش پذیر
مترادف و متضاد
appealable
(صفت)
قابل استیناف، قابل پژوهش خواهی
کلمات مرتبط
غیر قابل استیناف
استثنا قایل شدن
استثناء قائل شدن نسبت بکسی
قابل
قابِل
قابل اتساع
قابل احتراق
قابل ارتجاع
قابل اطمینان
نظرات