کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قابل تفکیک
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑbel tˈafkik/
تلفظ :
[q1'Abel t'afkik]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
غیر قابل تفکیک
قابل
قابِل
قابل اتساع
قابل احتراق
قابل ارتجاع
قابل استیناف
قابل اطمینان
قابل اعتراض
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
separable
(صفت)
جدا شدنی، جدا کردنی، قابل تفکیک، تفکیک پذیر، سوا شدنی
کلمات مرتبط
غیر قابل تفکیک
قابل
قابِل
قابل اتساع
قابل احتراق
قابل ارتجاع
قابل استیناف
قابل اطمینان
قابل اعتراض
نظرات