Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قابل انعقاد

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑbel ˌenʔeq1ˈɑd/ تلفظ :‌ [q1'Abel ,en?eq1'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قابل اعاده
  • قابل
  • قابِل
  • قابل اتساع
  • قابل احتراق
  • قابل ارتجاع
  • قابل استیناف
  • قابل اطمینان
  • قابل اعتراض
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قابل انعقاد. [ ب ِ ل ِ اِ ع ِ ] ( ص مرکب ) انعقادپذیر. منعقد شدنی.

فرهنگ فارسی

انعقاد پذیر منعقد شدنی

کلمات مرتبط

  • قابل اعاده
  • قابل
  • قابِل
  • قابل اتساع
  • قابل احتراق
  • قابل ارتجاع
  • قابل استیناف
  • قابل اطمینان
  • قابل اعتراض
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات