معانی کلمه : فوده
لغت نامه دهخدا
فوده. [ دَ / دِ ] ( اِ ) خمیر خشک را گویند که از آن آبکامه سازند، و آن خورشی است مشهور در صفاهان. ( برهان ). فودج. رجوع به فودج شود.
دانشنامه عمومی
پوده (دهاقان) نام منطقه ای است در استان اصفهان.
فرج فوده نام یک نویسنده مصری است.
فرج فوده نام یک نویسنده مصری است.
wiki: فوده
