Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فود

تلفظ بین المللی : /fˈuːd/ تلفظ :‌ [f'u:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فود اورنج 7
  • فود سفری
  • فود نت ورک
  • فود ولی
  • فود کمیستری
  • فست فود
  • ارزان فود
  • اسنپ فود
  • رستوران فست فود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فود. (اِ) پود. مقابل تار. (فرهنگ فارسی معین ).ریسمانی که جولاهگان در پهنای کار بافند. (برهان ).

فود. [ ف َ ] (ع اِ) بزرگتر و معظم تر موی سر متصل گوش . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || کرانه ٔ سر. || تنگ بار. (منتهی الارب ). عدل بار. (از اقرب الموارد). || جوال . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ج ، افواد. (اقرب الموارد). || (مص ) آمیختن . (منتهی الارب ...

فرهنگ عمید

پود#NAME?

= پود

فرهنگ معین

(اِ. ) پود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پود مقابل تار .
بزرگتر و معظم تر موی سر متصل گوش . یا کرانه سر .

کلمات مرتبط

  • فود اورنج 7
  • فود سفری
  • فود نت ورک
  • فود ولی
  • فود کمیستری
  • فست فود
  • ارزان فود
  • اسنپ فود
  • رستوران فست فود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات