Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فقعگان

تلفظ بین المللی : /faq1ʔˈeɡɑn/ تلفظ :‌ [faq1?'egAn]
لغت نامه دهخدا
  • علی فقعانی
  • فرعان
  • فقدان
  • فقدان عاطفه
  • فقران
  • فقیرانه
  • فنجگانی
  • فوگان
  • احساس فقدان چیزی را کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فقعگان. [ ف ُ ق َ ] ( اِ مرکب ) تفاخر. فخر و لاف. گزاف و نازش. خودستایی و خودنمایی. ( برهان ). ( از: فقع، مخفف فقاع + گان ، پسوند نسبت و اتصاف ). ( از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به فقع گشادن شود.

کلمات مرتبط

  • علی فقعانی
  • فرعان
  • فقدان
  • فقدان عاطفه
  • فقران
  • فقیرانه
  • فنجگانی
  • فوگان
  • احساس فقدان چیزی را کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات