Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فطسه

تلفظ بین المللی : /fˈatseː/ تلفظ :‌ [f'atse:]
لغت نامه دهخدا
  • فطره
  • لا فوسه انتوان دو
  • فدسه
  • فرسه
  • فرطسه
  • فطره زمین
  • فطرها
  • فطس
  • فطساء
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فطسة. [ ف َ طَ س َ ] (ع اِمص ) پهنایی بینی و بستگی و پراکندگی استخوان آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

فطسة. [ ف َ س َ ] (ع اِ) یکی از فطس . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). حب الاس . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به فطس شود. || پوست جانور مرده .(منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || مهره ای که بدان زنان مردان را بند کنند. (منتهی الارب )....

کلمات مرتبط

  • فطره
  • لا فوسه انتوان دو
  • فدسه
  • فرسه
  • فرطسه
  • فطره زمین
  • فطرها
  • فطس
  • فطساء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات