Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فرسه

تلفظ بین المللی : /fˈarseː/ تلفظ :‌ [f'aRse:]
لغت نامه دهخدا
  • لاورنس د فرسه
  • الفرسهاوزن
  • دیو فرسا ی
  • ذباب الفرس
  • ذنب الفرس
  • راهبرد کرایۀ فرست
  • رحمت فرستادن
  • رسول فرستادن
  • رفتگی فرسایشی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فرسة. [ ف ُ س َ ] (ع اِ) فرصت و با صاد معروف تر است . (اقرب الموارد).

فرسة. [ ف َ س َ ] (ع اِ) باد که در پشت نشیند. (منتهی الارب ). باد کوژی ، چه آن پشت را فرومیکوبد و بعضی به کسر حکایت کرده اند. (اقرب الموارد). || ریشی است که در گردن برآید. (منتهی الارب ). خنازیر. (یادداشت به خط مؤلف ). ریشی یا قرحه ای که بر گردن برآید و آن را فروکوبد. (اقرب الموارد)....

کلمات مرتبط

  • لاورنس د فرسه
  • الفرسهاوزن
  • دیو فرسا ی
  • ذباب الفرس
  • ذنب الفرس
  • راهبرد کرایۀ فرست
  • رحمت فرستادن
  • رسول فرستادن
  • رفتگی فرسایشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات