Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فصل کردن

تلفظ بین المللی : /fˈasl kˈardan/ تلفظ :‌ [f'asl k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • حل و فصل کردن
  • فال کردن
  • فصد کردن
  • فضل کردن
  • تبدیل به فعل کردن
  • فضل فروشی کردن
  • فیل هوا کردن
  • فیل بند کردن
  • فصل
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فصل کردن. [ ف َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) جدا کردن. ضد وصل کردن :
ما برای وصل کردن آمدیم
نی برای فصل کردن آمدیم.
مولوی.
|| سرانجام دادن و تمام کردن کاری : ما را دل از بنها فارغ می باید که باشد که ایشان را بس خطری نیست. کار ایشان را فصل توان کرد. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ معین

(فَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) ۱ - جدا کردن . ۲ - حساب پس دادن ، تصفیه حساب کردن .

فرهنگ فارسی

فصل

جدا کردن . ضد وصل کردن

کلمات مرتبط

  • حل و فصل کردن
  • فال کردن
  • فصد کردن
  • فضل کردن
  • تبدیل به فعل کردن
  • فضل فروشی کردن
  • فیل هوا کردن
  • فیل بند کردن
  • فصل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات