Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فریبیدن

تلفظ بین المللی : /fˌaribˈidan/ تلفظ :‌ [f,aRib'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فربیدن
  • فسیبیدن
  • سر فروبردن
  • سرای فریبنده
  • سامانۀ فرابینی
  • سامانۀ فرابینی تغذیه ای
  • شوی فریبی
  • طرح فروچیدن
  • عوام فریبی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فریبیدن. [ ف ِ / ف َ دَ ] ( مص ) فریفتن. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). فریب دادن. گول زدن : بدین تخت شاهی مخور زینهارهمی خیره بفریبدت روزگار.فردوسی.چو با او نشاید نبرد آزمودبه چیز فراوانش بفریب زود.اسدی.چو طاووس خوبی ، اگر دین بیابی وگر تنت بفریبدت همچو ماری.ناصرخسرو.آن را که چنین زنیش بفریبدشاید که خرد بمرد نشمارد.ناصرخسرو.به دین و کفر مفریبم کزین پس مرا هم کفر و هم ایمان تو باشی.خاقانی....

فرهنگ عمید

فریفتن#NAME?

= فریفتن

فرهنگ معین

(فِ یا فَ دَ ) (مص م . ) فریفتن .

فرهنگ فارسی

( فریفت فریبد خواهد فریفت بفریب فریبنده فریبا فریفته فریبش ) ۱ - ( مصدر ) فریب دادن گول زدن گمراه کردن ۲ - مغبون کردن ۳ - ( مصدر ) فریب خوردن گول خوردن : بمدارای هیچکس مفریب از مراعات هر کسی بشکیب . ( هفت پیکر )

کلمات مرتبط

  • فربیدن
  • فسیبیدن
  • سر فروبردن
  • سرای فریبنده
  • سامانۀ فرابینی
  • سامانۀ فرابینی تغذیه ای
  • شوی فریبی
  • طرح فروچیدن
  • عوام فریبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات