Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سر فروبردن

تلفظ بین المللی : /sˈar fˌorubˈordan/ تلفظ :‌ [s'aR f,oRub'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سر در یا توی لاک خود فروبردن یا سر کسی در یا توی لاک خود بودن
  • سر فروشدن
  • سر
  • سُر
  • سُرّ
  • سَرّ
  • سِرّ
  • سرِ نُت
  • سر اب دختران
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سر فروبردن. [ س َ ف ُ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) سر فرودآوردن بزرگداشت را. تعظیم و تکریم نمودن. احترام کردن : به نزدیک تختش فروبرد سرجهاندیده پیران گرفتش ببر.فردوسی.چو بشنید بیژن فروبرد سرزمین را ببوسید و آمد بدر.فردوسی. || پرداختن به. مشغول شدن : چون در ملک متمکن شد سر در عشرت و شراب خواری و خلوتها ساختن فروبرد. ( فارسنامه ابن بلخی ). || سر بزیر انداختن و خجل گشتن : جمله سر فروبردند و منفعل گشتند. ( قص...

فرهنگ فارسی

سر فرود آوردن بزرگداشت را . تعظیم و تکریم نمودن . احترام کردن .

کلمات مرتبط

  • سر در یا توی لاک خود فروبردن یا سر کسی در یا توی لاک خود بودن
  • سر فروشدن
  • سر
  • سُر
  • سُرّ
  • سَرّ
  • سِرّ
  • سرِ نُت
  • سر اب دختران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات