Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فریاد افکندن

تلفظ بین المللی : /fˌariˈɑd afkˈandan/ تلفظ :‌ [f,aRi'Ad afk'andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فرا افکندن
  • فریاد
  • فریاد افتادن
  • فریاد اوفتادن
  • فریاد برامدن
  • فریاد براوردن
  • فریاد برداشتن
  • فریاد جستن
  • فریاد جو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فریاد افکندن. [ ف َرْ اَ ک َدَ ] ( مص مرکب ) سر و صدا براه انداختن :
فریاد سعدی در جهان افکندی ای آرام جان
چندش بفریاد آوری باری بفریادش برس.
سعدی.

فرهنگ فارسی

سر و صدا به راه انداختن

کلمات مرتبط

  • فرا افکندن
  • فریاد
  • فریاد افتادن
  • فریاد اوفتادن
  • فریاد برامدن
  • فریاد براوردن
  • فریاد برداشتن
  • فریاد جستن
  • فریاد جو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات