Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فروستردن

تلفظ بین المللی : /fˌaruːstrˈadan/ تلفظ :‌ [f,aRu:stR'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • فروگستردن
  • رحمت فرستادن
  • رسول فرستادن
  • زخم فروخوردن
  • سر فروبردن
  • صلت فرستادن
  • صلوات فرستادن
  • غصه فروخوردن
  • غوطه فروبردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فروستردن. [ ف ُ س ِ ت ُ دَ ] ( مص مرکب ) فروزدودن. پاک کردن. از میان بردن :
نه رنگ او تباه کند تربت زمین
نه نقش او فروسترد گردش زمان.
فرخی.
رجوع به ستردن شود.

فرهنگ عمید

زدودن، پاک کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پاک کردن زدودن : باد خزان نگر که ز بستان فرو سترد آن نقشهای طرفه و نیکو نگارها . ( شیبانی . گنج سخن ۲۴۱ : ۳ )

کلمات مرتبط

  • فروگستردن
  • رحمت فرستادن
  • رسول فرستادن
  • زخم فروخوردن
  • سر فروبردن
  • صلت فرستادن
  • صلوات فرستادن
  • غصه فروخوردن
  • غوطه فروبردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات