معانی کلمه : فرودگاه جانشین
فرهنگ فارسی
فرودگاهی که در صورت عدم امکان نشست در فرودگاه مقصد، برای فرود توصیه میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{alternate airport, alternate airfield, alternate aerodrome, alternate} [حمل ونقل هوایی] فرودگاهی که در صورت عدم امکان نشست در فرودگاه مقصد، برای فرود توصیه می شود
