Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرود اوردن

تلفظ بین المللی : /fˈoruːd ovˈordan/ تلفظ :‌ [f'oRu:d ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فرود آوردن
  • فرو اوردن
  • فرود اورده
  • فرو آوردن
  • سر فروداوردن
  • سر فرودآوردن
  • فرودآوردن
  • فروآوردن
  • فرودآورده
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( فرودآوردن ) فرودآوردن. [ ف ُ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پایین آمدن. بزیر آوردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). مقابل برآوردن : تیر تو از کلات فرودآورد هزبرتیغ تو از فرات برآرد نهنگ را.دقیقی.ز تختی که هستی فرودآرمت از این پس به کس نیز نشمارمت.فردوسی.تو گفتی کز ستیغ کوه سیلی فرودآرد همی احجار صدمن.منوچهری.به یک کمان دوتیر انداخت و دو مرغ را بدان دو تیر از هوا فرودآورد. ( نوروزنامه ).- سر فرودآوردن ؛ سر پایین آور...

فرهنگ معین

( فرود آوردن ) ( ~ . وَ یا وُ دَ ) (مص م . )۱ - پایین آوردن . ۲ - پیاده کردن .

فرهنگ فارسی

( فرود آوردن ) ( مصدر ) ۱ - پایین آوردن نازل کردن تنزیل ۲ - پیاده کردن ۳ - پایین کردن مقابل بر آوردن ( چنانکه در عضاده اسطرلاب موقع رصد کواکب ) .

کلمات مرتبط

  • فرود آوردن
  • فرو اوردن
  • فرود اورده
  • فرو آوردن
  • سر فروداوردن
  • سر فرودآوردن
  • فرودآوردن
  • فروآوردن
  • فرودآورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات