Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرمان پذیرفتن

تلفظ بین المللی : /fˈarmɑn pˌazirˈoftan/ تلفظ :‌ [f'aRmAn p,aziR'oftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • درمان پذیرفتن
  • فرمان
  • فرمان 1
  • فرمان 2
  • فرمان اباد
  • فرمان امدن
  • فرمان بردن
  • فرمان بری
  • فرمان حق رسیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فرمان پذیرفتن. [ ف َ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) فرمان بردن. فرمان برداری کردن. اطاعت امر دیگری نمودن :
چنین داد پاسخ سخنگوی پیر
که فرمان دهم من تو فرمان پذیر.
نظامی.
تا کنون فرمان پذیرفتن ز شاه
بعد از آن فرمان رساندن بر سپاه.
مولوی.
رجوع به فرمان شود.

فرهنگ فارسی

فرمان بردن . فرمان برداری کردن

کلمات مرتبط

  • درمان پذیرفتن
  • فرمان
  • فرمان 1
  • فرمان 2
  • فرمان اباد
  • فرمان امدن
  • فرمان بردن
  • فرمان بری
  • فرمان حق رسیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات