فرد. [ ف ُ ] (اِخ ) جان . نویسنده ٔ انگلیسی . رجوع به فورد شود.
فرد. [ ف ُ ] (اِخ ) هنری . صنعتگر معروف امریکایی . رجوع به فورد شود.
فرد. [ ف َ ] (اِخ ) شمشیرعبداﷲبن رواحه است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
در اصطلاح شعرا فرد،بیت واحد را گویندخواه هر دو مصراع آن ...
طاق
جدا
مفرد، واحد
تک، تنها ≠ جفت
عزب، مجرد، منفرد
دیار، شخص، کس، نفر
بیمانند، بینظیر، وحید، یکتا، یگانه
۱. تک، تنها
۲. مفرد، واحد
۳. جدا
۴. دیار، شخص، کس، نفر
۵. بیمانند، بینظیر، وحید، یکتا، یگانه
۶. طاق
۷. عزب، مجرد، منفرد ≠ جفت