Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فراکندن

تلفظ بین المللی : /farɑkˈandan/ تلفظ :‌ [faRAk'andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • فرکندن
  • فراکردن
  • فروکندن
  • فراامدن
  • فراتندباد
  • فرادیدن
  • فرازنده
  • فرازیدن
  • فراشدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

فراکندن. [ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کندن. حفر کردن. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به فرا شود.

فرهنگ معین

( ~ . کَ دَ )(مص م . )کندن ، حفر کردن .

کلمات مرتبط

  • فرکندن
  • فراکردن
  • فروکندن
  • فراامدن
  • فراتندباد
  • فرادیدن
  • فرازنده
  • فرازیدن
  • فراشدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات