Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرادادن

تلفظ بین المللی : /farɑdˈɑdan/ تلفظ :‌ [faRAd'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • فرا دادن
  • فراداده
  • فرادیدن
  • فرودادن
  • پایگاه فراداده تنوع باکتریایی
  • علینقی فراهانی
  • فت و فراوان
  • فراامدن
  • فرادات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

فرادادن . [ف َ دَ ] (مص مرکب ) به سویی متوجه کردن . پیش بردن گوش یا عضو دیگر را، چنانکه گوییم : گوش فرادادم . || شرح دادن و بیان کردن : تفصیل حال وی فرادهم . (تاریخ بیهقی ). || گردانیدن ونمودن : چون به وقت میعاد لشکر دیلم حمله بردند فایق پشت فراداد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 47)....

فرهنگ عمید

۱. دادن.
۲. شرح دادن؛ بیان کردن.
۳. گردانیدن.
⟨ پشت فرادادن: (مصدر لازم) پشت گرداندن و فرار کردن.


کلمات مرتبط

  • فرا دادن
  • فراداده
  • فرادیدن
  • فرودادن
  • پایگاه فراداده تنوع باکتریایی
  • علینقی فراهانی
  • فت و فراوان
  • فراامدن
  • فرادات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات