Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرادات

تلفظ بین المللی : /farˈɑdɑt/ تلفظ :‌ [faR'AdAt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فرادات اول
  • فراداده
  • فرادست
  • فراسات
  • فردات
  • فرندات
  • فرادا
  • فرادادن
  • فراداشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فرادات. [ فْرا / ف َ ] ( اِخ ) پارسی. کسی است که اسکندر مقدونی مطابق روایات مورخان پس از مغلوب کردن مردم شمال ایران ، او را به حکومت آنها گماشت. ( از ایران باستان ج 2 ص 1647 ). فرادات پیش از آنکه مطیع اسکندر شود حاکم تپوریها بود. ( از ایران باستان ج 2 ص 1644 ).

فرهنگ فارسی

پارسی . کسی است که اسکندر مقدونی مطابق روایات مورخان پس از مغلوب کردن مردم شمال ایران او را به حکومت آنها گماشت .

کلمات مرتبط

  • فرادات اول
  • فراداده
  • فرادست
  • فراسات
  • فردات
  • فرندات
  • فرادا
  • فرادادن
  • فراداشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات