Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فراخنا

تلفظ بین المللی : /farˈɑxnɑ/ تلفظ :‌ [faR'AxnA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • فراخنا ی
  • طراح فرانامه
  • علامت فراخوان
  • فراخا
  • فراخاست
  • فراخاستن
  • فراخواستن
  • فراخواندن
  • فراخوانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فراخنا. [ ف َ ] ( اِ مرکب ) مقابل تنگنا. فراخا. فراخی. ( یادداشت بخط مؤلف ). فراخا. فراخی. گشادگی. ( برهان ). || پهنا :
سودی نکند فراخنای برو دوش
گرآدمیی عقل و هنر پرور و هوش.
سعدی.
|| محل فراخی و گشادگی. ( برهان ). رجوع به فراخا شود.

فرهنگ عمید

۱. محل فراخ و گشاده، محل وسیع.
۲. (اسم مصدر ) گشادگی، فراخی، وسعت: سودی نکند فراخنای بر و دوش / گر آدمی ای عقل و هنرپرور و هوش (سعدی۲: ۷۲۷ ).

فرهنگ معین

( ~ . ) ۱ - (حامص . ) فراخی ، گشادگی . ۲ - پهنا. ۳ - (اِمر. ) جای گشاد و وسیع .

فرهنگ فارسی

فراخا، فراخی، گشادگی، وسعت، پهنا، محل فراخی وگشادگی، جای فراخ وگشاد، فراخناک هم گفته اند

مترادف و متضاد

فراخی، گشادی، گنجایش، وسعت ≠ تنگنا


کلمات مرتبط

  • فراخنا ی
  • طراح فرانامه
  • علامت فراخوان
  • فراخا
  • فراخاست
  • فراخاستن
  • فراخواستن
  • فراخواندن
  • فراخوانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات